آموزش وردپرس

نقدی بر فیلم «متولد۶۵»؛ فیلمی روان که غافلگیرتان نمی‌کند/ یاسمن خلیلی فرد

سینما۳۵ _ یاسمن خلیلی فرد:  «متولد ۶۵» بعنوان نخستین فیلم مجید توکلی حقیقتاً غافلگیرم نکرد. این به معنای بد بودن فیلم نیست؛ اما در قیاس با بسیاری از فیلم‌های اول جشنواره سال گذشته شاید نتوان آن را موفقیتی خارق‌العاده برای سازنده‌اش تلقی کرد.

در نگاه اول «متولد ۶۵» فیلمنامه سرگرم کننده ای دارد و با پیشرفت داستان، تمایل فیلمساز به گنجاندن مضامین رایجی همچون «دروغ» و تأثیر آن بر جامعه مدرن امروزی در فیلم خود آشکار می شود. شاید توکلی در فرم و شیوه روایت داستانش آن چنان خلاقیتی به خرج نداده باشد اما «متولد ۶۵» فیلم شسته رفته ای از آب درآمده که می‌تواند مخاطب را تا پایان با خود همراه کند.
 آغاز فیلم با یک “تصادف” رقم می‌خورد که به نوبه خود جالب است، اما این که وقایع داستان به صورت تصادف های پشت سر هم چیده شده‌اند یکی از مهلک ترین ضربه‌ها را به فیلم وارد کرده است.


 «متولد ۶۵» موقعیت مکانی متغیری ندارد، تمامی اتفاقات به استثنای چند سکانس اول و سکانس نهایی، در یک مکان ثابتِ آپارتمانی رخ می‌دهند و همین امر، کار فیلمساز را دشوار می‌کند؛ فیلم شخصیت‌های محدودی هم دارد و رابطه شخصیت هاست که داستان را پیش می برد. بنابراین می‌توان تصور کرد فیلمی کم شخصیت که تنوع مکانی چندانی هم ندارد می بایست فاکتورهای بسیاری را رعایت کند تا مورد پسند مخاطب قرار گیرد.
اما یکی از بارزترین اشکالات فیلم آن است که خواسته یا ناخواسته، می‌توان در طی آن، راهکارهای متفاوتی را برای فرارِ زوج جوان از دست زوج میانسال متصور شد، راهکارهای متنوعی که قاعدتاً به ذهن مخاطبان فیلم هم خطور می کنند اما زوج جوان، از هیچ یک از این موقعیت ها استفاده نمی کنند. افشار و خاطره، هر کدام، یک بار از خانه خارج می‌شوند اما مجدداً به «تَله» بازمی‌گردند؛ دلیل این بازگشت چیست؟ آیا منطق این گونه حکم می‌کند که آن ها دست خالی به خانه بازگردند؟ آیا نمی‌توانند برای نجات دیگری به سراغ شخصِ سومی بروند؟ یا حتی آوردن شناسنامه و …؟ بنابراین کنش‌های شخصیت ها به لحاظ منطقی صحیح و باورپذیر نیست.
گره گشایی فیلم نیز تا حدودی ساده انگارانه است؛ پس از چیدن آن همه مانع بر سر راه شخصیت‌ها و بدشانسی‌های پشت سر همی که اثبات حقیقت را برای هر دویشان مخدوش کرده است، ظهور یک باره ی فرشته ی نجاتی که از قضا اسمش هم فرشته است (آنا نعمتی) در کسوت معشوقه ی سابق محسن ابک که به راحتی شهادت بر بی گناهی افشار (پدارم شریفی) می دهد، آیا راه حل جذابی است؟ می توان به جرئت اذعان داشت که قطعاً راه های بهتری نیز وجود داشتند تا دست کم بحران های معماگونه و پیچ در پیچ با راهکار پیچیده تری هم گره گشایی شوند.


ریتم فیلم در ابتدا خوب است. تا آغاز نقطه بحران کشش خوبی دارد، اما به مرور و پس از زندانی شدنِ زوج جوان، فیلم پله پله ضرباهنگ خود را از دست می دهد، به مرور کُند و حتی کشدار می شود. شاید دلیل این مسئله، خامدستی و عدم درک فیلمساز در طراحی و ترسیم موقعیت اسفناکِ زوج جوان بوده است؛ به عبارتی در چنین درام هایی، بحران با نزدیک شدن به نقطه ی گره گشایی باید پیچیده و پیچیده تر شود حال آن که مختصات رویدادها در سرتا سر «متولد ۶۵» تفاوتی با یکدیگر نمی کنند و همه در یک سطح باقی می مانند. به عنوان مخاطب رنج و استیصالِ دو انسانِ به اشتباه زندانی شده را نمی توانید درک کنید و تنها به بار مفرح فیلم و رگه های طنز موجود در آن لبخند می زنید بی آن که موقعیت شخصیت هایش را عمیقاً لمس کنید.
نمی گویم فیلم مذکور، باید به اندازه یک درام جنایی یا تریلر دچار فراز و فرود باشد و یا گره های آن ناگشودنی و کور، اما شاید ذره ای خلاقیت بیشتر در ترسیم دشواری موقعیتِ کاراکترها، کار را برای مخاطب ملموس تر می کرد و به ارزش آن می افزود.
شخصیت پردازی زوج میانسال کامل است. افشار هم شخصیت پردازی خوبی دارد اما این اتفاق در رابطه با خاطره (هنگامه حمیدزاده) رخ نداده است. واکنش های او در برابر حرف ها و رفتارهای افشار تا حدودی اغراق آمیز و غیرمنطقی است. اصلاً از همان صحنه ی ورودشان به آپارتمان که در آسانسور افشار با زن همسایه همکلام می شود، خشم و غضبی بی دلیل را در رفتار خاطره می بینیم که هیچ دلیل منطقی را نمی توان برایش متصور شد. در واقع این میزان از حسادت، برای موقعیتی که چندان هم حسادت برانگیز نیست، چه دلیلی می تواند داشته باشد؟
فیلم در برخی بخش های مربوط به کارگردانی اش نیز حفره هایی دارد؛ یکی از اساسی ترین اشکالات بی تحرکی آزاردهنده دوربین است که به رغم پویایی فیلم و مهیج بودن نسبی اش، کاملاً ثابت است. همچنین جای بعضی کات ها صحیح نیست و کارکرد اصلی خود را که در چنین فیلمی بایست ایجاد تعلیق باشد از دست می دهد.
با این حال توکلی، در بازی گرفتن از بازیگرانش موفق عمل کرده و بازی ها عموماً یکدست و روان اند؛ از پدرام شریفی گرفته تا مریم سعادت و احسان امانی (که به باور من بهترین بازیگر فیلم است). البته آنا نعمتی با توجه به نقش حساس، کوتاه و کلیدی اش می توانست بهتر و قوی تر باشد.
یک نکته را هم نباید فراموش کرد؛ گرچه نام فیلم «متولد ۶۵» است اما به نظر نمی رسد این اثر مانیفستی برای تمامی دهه شصتی ها باشد و یا بخواهد سرنوشت و موقعیت کاراکترهایش را به تمامی متولدین این دهه تعمیم دهد؛ احتمالاً انتخاب چنین نامی برای این فیلم صرفاً سال تولد افشار باشد که نامزدش را فریب داده است و به همین جهت تأکید فیلمساز روی سال دقیق تولد اوست.
«متولد ۶۵» را اگر می خواهید به جهت سرگرم شدن تماشا کنید قطعاً انتخاب مناسبی است. فیلم خسته تان نمی کند و شاید بیش از اندازه ساده به نظر برسد اما روان است و لحن طنزآمیزش مخاطب را با خود همراه می کند اما توکلی برای پیشرفت در فیلم های بعدی خود و پا گذاشتن در مسیری جدی تر برای فیلمسازی قطعاً راهی دشوار در پیش خواهد داشت که باید برای تحقق آن گام های بلندتری بردارد.

منبع: روزنامه بانی فیلم

نوشته های مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code